
بی گمان تبعید کوردهای از سرزمین مادریشان کوردستان به مناطق دیگر ایران یکی از جنایتها و جینوسایدهایی است که در طول تاریخ بر ضد ملت قهرمان کورد به عمل آمده است وتاریخ صفویان و افشاریان وقاجاریان و...تا ابد باید شرمگین باشند که این جنایت وحشیانه ،که در حقبقت به منظور سرکوبی وآسیمیله کردن کوردهای کوردستان به این مناطق انجام شد صورت گرفت؟؟اما حال پس از گذشت حدود 500سال از این تبعید سوالی که همیشه ذهن هر جوان کورد متولی این مناطق تبعیدی را به خود جلب میکند وشاید ذهن پدران ما را هم به سوی خود جلب کرده این است که چرا وبه چه هدف کوردها را به این مناطق تبعید کردند؟؟آیا تنها به دلیل محافظت از مرزها و مناطق مرکزی ایران این تبعیدها صورت گرفت؟؟آیا هدفی سیاسی پشت این تبعیدها بوده است؟؟ویا آیا کوردها هیچ در برابر این کار سردمداران ظالم مقاومت کردند ؟؟بی گمان همه این سوالها در ذهن هر جوان کورد تبعیدی هر روز تکرار میشوند که من با استناد به منابع تاریخی و چندین سفر به کوردستان (مناطق ماکو،خوی،سلماس و اورمیه) و گفتگو با روسا وافراد مسن ایلهای تبعیدی به نتایج جالبی رسیدم که در حد توانم در اختیار شما عزیزان میگذارم. بی گمان تبعید کوردهای کورمانج ساکن مناطق اورمیه و سلماس و خوی به شهرهای مناطق دیگر ایران یک برنامه سیاسی دراز مدت بوده است که به شیوه های مختلف و در طول تاریخ بر ضد مردم کوردستان صورت گرفته است که به هدف دادن خاک اجدایشان به اقوام و ملل بیگانه تازه وارد به ایران صورت گرفت که ایل افشار یکی از این ایلهاست که پس از تبعید کوردها به خراسان ومناطق مرکزی ایرن به این شهرها وارد شدند ودر آنجا ساکن شدند که در آن زمان با مخالفت شدید یک امیر کورد به نام امیرخان برادوستی معروف به خان دست طلا روبرو شدند امیر خان برادوست حاکم وقت شهرهای اورمیه وسلماس بود و مرکز حکومت وی قلعه دم دم در 15 کیلومتری شهر کنونی اورمیه بود وی که پس از مدتی دید شاه صفوی دست به قتل عام وتاراج سرزمین کوردها کرده است واکثر ایلات کورد را به خراسان تبعید میکند فورا به طرح شاه صفوی مبنب بر تغیر دمگرافی کوردستان پی برد ودر مدت اندکی قلعه دم دم را پر از سلاح کرد وبر علیه شاه عباس بع پا خواست اما پس از 3سال مبارزه ومحاصره دم دم که سرگذشت مفصل آن به زبان کوردی کرمانجی توسط نویسنده توانای ملت کورد عرب شه مو نوشته شده است و به زبان سورانی نیز توسط نوشیروان مصطفی نوشته شده است با خیانت همان ترکهای افشاری و مصموم کردن آب قلعه ،شورش دم دم شکست خورد و امیر خان به همراه یارانش کشته شدند که بیت دم دم یکی از معروفترین بیتهای مناطق کورد نشین چهار بخش کوردستان است که به شرح مقاومت خان در برابر ترکها اشاره میکند که انسان با گوش دادن به این بیت به شرح مظلومیت ملت کورد در طول تاریخ پی میبرد که در کتاب کورد و عجم نیز به زبان فارسی شرح این واقعه تاریخی به شیوه ای فجیع آمده است.چیزی که بیش از همه در مورد واقعه دم دم انسان را به عمق افتخار به کورد بودن خود فرو میبرد این است که پس از سرکوب دم دم وکشته شدن تمام مردان قلعه،دختران وشیرزنان ساکن قلعه دم دم از ترس اینکه مبادا ناموس آنها توسط ترها لکه دار شود خود را از برج دم دم به دره ای عمیق پرت میکنند که همگی کشته میشوند و وفاداری خود به مردان خود را با خود میبرند وتا پای مرگ نیز با آنها میروند در مورد واقعه دم دم تنها علل این قیام اعتراض خان دم دم به سرکوب کوردها توسط ایلهای یاغی ترک بود که از مناطق دیگر به کوردستان آمده بودند وخاک کورد را اشغال میکردند وکوردها را به تبعید می فرستادند.

.که بی گمان به جز مسله تغیر دموگرافی کوردستان مسله حمایت کوردها از عثمانیها نیز مطرح بوده است که به خاطر ظلم صفویان به کوردها ،کورها به ناچار وبرای باقی ماندن خود به ترکهای عثمانی کمک میکردند..پیرمردی 98 ساله از اهالی قزوین که کورد است واین مطلب را از زبان پدر بزرگ خود شنیده است در این باره به من گفت:پدر بزرگم به نقل از پدرش میگفت که در زمان تبعید ما به این مناطق ابتدا همه ما را از مناطق ماکو واز نواحی یولا گلدی کنونی به اورمیه وسپس به قزوین واز آنجا یک صد خانوار ما را به خراسان فرستادند که یکی از آنها برادر پدر بزرگم بوده است .وی همچنین میگفت:صد در صد تبعید به زور بود وتنها هدف آنها سرکوبی کوردها وگذاشتن یک دیوار مذهبی شیعه در بین عثمانی وایران بودند که ترکها ی ایران همگی شیعه بودند وکوردها همگی تا آن زمان سنی بودند این پیرمرد در ادامه صحبتهایش در حالی که اشک از چشمان اش جاری شد گفت:کوردها ملتی بی کس هستند هر کس هر چه بخواهد بر سر ما می آورد کسی هم با او کاری ندارد ما را از سرزمین ما دور کردند مذهب ما را عوض کردند ،وحالا کاری کرده اند که جوانان ما که اینجا هستند عیب میکنند بگویند کوردیم؟؟آخر مگر کسی از کوردها بهتر است؟؟اگر کسی دیگر جای کوردها بودند تا ابد به خود افتخار میکردند اما بعضی از جوانهای ما گم کردن ویا مخفی کردن هویت خود را افتخار میدانند؟؟مگر چه کسی اندازه ما افتخار دارد؟تمام تاریخ ایران اگر چه به خون ما وبر علیه ما نوشته شده است اما افتخار ما کوردها است..ایشان همچنین فرمودند:ما (منطورشان خودشان وهم سن وسلهای اش بود)بارها به ملت مان در مواقع حساس کمک کردیم هرگز وهیچ گاه اجازه ندادیم ونمیدهیم کسی از فرزندانمان به غیر از کوردی به زبان دیگری در خانه حرف بزنند کورد بودن وبرای کورد مردن افتخار است..بله این پیرمردپس از چند لحضه گفت:مهم نیست که چه کسی چه میگوید مهم دل ودیده انسان است انسان بی هویت وبی تعصب ،انسان نیست..این پیر دانا همچنین گفت:ما کوردهای تبعیدی وبخصوص جوانان ما باید پشت به پشت هم نژادان خود سعی در آبادانی کوردستان کنند چون شایدوانشاالله روزی ما هم به کوردستان برگردیم واین خاک مقدس کفن ما شود در این نباید شک کنیم من وصیت کرده ام که اگر مرگ آمد ومن مردم مرا در کوردستا ودر شهر نیاکانم ماکو به خاک بسپارند این برای من هم چیز است..بله دوستان این است وفاداری به خاک ،این است فداکاری به خاک،این است مهین دوستی و افتخار به گذشته..ما جوانان کورد باید سرزمین خود را آباد کنیم وبه خاک وگذشتگان وفادار باشیم وبه قول یک دوست کورد:برای کورد بمیریم وبرای کورد زنده باشیم تا فرزندان ما هم قدر ما و زحمات ما را بدانند وبه ما افتخار کنند .

|
+| نوشته شده توسط
فاطمه در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
|