شنبه 1383/7/17 خورشیدی، شهر « بایزید » ترکیه
اسماعیل حسین پور -رئیس شورای شهر شیروان
شهر بایزید با چهرۀ قدیمی اش نفس می کشد، مردم در رفت و آمد، منتظریم تا راهی شهر «وان» شویم. تا زمان حرکت مان چند دقیقه ای باقی نمانده است. زیر سایه یک مغازه ایستاده ایم، دو پسر بچه از راه می رسند. یکی هارون 11 ساله و عبدالرضا 10 ساله با اصرار می خواهند کفش هایمان را واکس بزنند، ترکی صحبت می کنند وقتی می بینند ترک نیستیم و کردیم، به زیبایی و روانی کردی صحبت می کنند. می گویم چرا از اول کردی صحبت نکردید، هارون می گوید : اگر کردی حرف بزنیم بعضی ها به ما می خندند، در مدرسه ما را مسخره می کنند، ولی ما در خانه همه با هم کردی صحبت می کنیم.
5شنبه1384/6/9خورشیدی روستای«رزمغان» شیروان شمال خراسان
(عبدالرضا) ، (هارون) و (پ) هر سه فرزند کردهایند ، با این تفاوت که عبدالرضا و هارون در خانه کردی صحبت می کنند و (پ) هم در خانه و هم در مدرسه فارسی صحبت می کند. اینجا چه کسی مقصر است، (پ) یا والدینش ؟ یا همه ما!
راستی چه عاملی کردهای ترکیه را پس از 70 سال از زمان آتاترک تا کنون کرد نگه داشته است؟ جز آگاهی!
ترکیه ای که دانش آموزان دبستانی تحت تعالیم دست پروردگان آتاترک تحقیر و تمسخر می شوند و اجدادشان با سرخی خونشان تاوان کردی صحبت کردن را در درسیم، آرارات، دیار بکرو ... پرداخته اند.
تعالم ترکیه بر پایه برتری ملت نجیب ترک است، در ترکیه کسی رستگار است که بگوید : (من ترکم) و در این شرایط یک دانش آموز کرد در شهر و حتی در دورافتاده ترین روستاها مجبور است در صبحگاه این دروغ بزرگ را هر روز تکرار کند :
آتام ترک، آنام ترک : پدرم ترک است، مادرم ترک است
باشقانومیز، آتا ترک : پیشوایمان آتا ترک است
در کتابهای درسی ترکیه نامی از کردها نیست و کودکان کرد ناخواسته آتا ترک را یک منجی متحد اندیش می دانند، از پیشینه بلند تاریخ کردها و رشادت هایشان حتی در استقرار جمهوریت در ترکیه سخنی به میان نیامده است.
بذر نفاقی که آتاترک بیش از 70 سال افشانده است به میوه های زهرآگینی رسیده و کردهای به کوهستانها پناه برده امروز، فواره فریاد در گلو مانده بیش از 20 میلیون کرد ترکیه هستند که برای دفاع از هویت خود هزاران شهید داده اند و گروهی هنوز نمناکی زندان را بر بردگی برای فرزندان آتاترک ترجیح داده اند.
آنجا کردها در سخت ترین شرایط، در حالی که حق ندارند نام فرزندانشان را کردی بگذارند، نوروز را جشن بگیرند، به کردی بخوانند و بنویسند، حتی به کردی حق ترانه خواندن و شادمانی در عروسی هایشان را ندارند، کرد مانده اند، به صورت غیر رسمی کردی در خانه ها تدریس می شود، اگر تمام رسانه های ترکیه هویت کردها را انکار کنند هارون و عبدالرضا آموخته اند با 20 میلیون کرد دیگر ترکیه هم آوا شوند و بگویند ما کردیم.
مظلومیت کردها به حدی است که آزاداندیش از حبس ناهراسیده ی بیدار و جدانی چون دکتر اسماعیل بشیکچی جامعه شناس ترک زبان که بیش از 20 کتاب در مورد کردها نوشته است.
امروز به جرم اذعان به وجود قومیت کرد در ترکیه دوران محکومیت دویست ساله اش را در زندان سپری می کند تا کردهای ترکیه پیشینه شان را از یاد نبرند.
در شمال خراسان متاسفانه به برخی دلایل از جمله عدم اطلاح از پیشینه ملت کرد و گویش کرمانجی، کردها در حال استحاله شدن هستند، از خود می گریزند، از گذشته شان، از هویت شان، (پ) کودک 10 ساله رزمغان گناهی ندارد، وقتی پدر و مادرش نیاموخته اند و یا نخواسته اند بدانند که کیستند.
باید پ ها در شمال خراسان فراوان شوند. چرا نباید یک کرد کردی را به فرزندانش بیاموزد؟ این چه استدلالی است که ما با وجود انبوه رسانه ها مدعی شویم برای به مدرسه رفتن با فرزندانمان فارسی صحبت می کنیم تا دچار مشکل نشوند و حال آنکه فارسی ما نیز غیر علمی و پر از غلط های رایج است.
آیا به راستی با وجود رسانه های فراگیری مانند رادیو، تلویزیون، ماهواره و ... یک کودک کرد در آموختن فارسی دچار مشکل می شود که اولیای حساس به سرنوشت فرزندانشان با شوق فارسی غیر علمی را در روستای رزمغان، لوجلی و ... در گوش کودکشان زمزمه می کنند و احساس می کنند چه فداکاری بزرگی می کنند که فرزندانشان را « تک زبان » بار آورده اند.
دوستان :
چرا در ترکیه با آن همه اختناق و دادن آن همه شهیدی که در توفان قد کشیده اند کردها هنوز کرد مانده اند و زبان کردی را حفظ کرده اند ولی ما در شمال خراسان، با سرعتی فزاینده از هم پیشی می گیریم تا بگویم : « ما کرد نیستیم در تاریخ کرد نداریم » دیگر اینجا خودمان مقصریم، دیگر اینجا کار، کار حکومت نیست، حکومت وارد خانه هایمان نشده است تا ما را وادار کند کردی صحبت نکنیم،
بی اطلاعی، ضعف، احساس بی هویتی، نادانستگی مان را این بار به حساب حکومت نگذاریم، باور کنیم خودمان خود باخته شده ایم، به تقلید از هم لالایی شیرین مادران کرد را به فراموشی سپرده ایم، از خود می گریزیم، می گریزیم، چون نمی دانیم کیستیم!
ما مطالبات زیادی داریم که در این روند بی اطلاعی بی اثر نیست، عدم اجرای اصل 15 قانون اساسی، نداشتن سیمای کردی در شمال خراسان و کاهش زمان برنامه کردی صدای کردی از یک ساعت به نیم ساعت، نداشتن نشریه مستقل کردی برخی از این مواردند اما اینها دلیل نمی شوند ما کردی صحبت نکنیم.
علاوه بر توده ها، فرهیختگان کرد نیز مقصرند، وقتی خودمان، فرزندانمان را از بدیهی ترین حق، که تکلم به زبان مادری است محروم می کنیم نباید خود را کرد بدانیم، چون تنها پرچمی که امروز کردهای خراسان در دست دارند زبان شان است و ما هیچ مشخصه دیگری جز زبان برای اثبات کرد بودن مان نداریم، چون پوشش مان به فراموشی سپرده شده است و فردا رقص کردی مان را دیگران به نام خودشان معرفی می کنند، بلایی که امروز به سر کهن سروده های کردی آمده است و آهنگ های کردی با زبانی دیگر توسط برخی افراد به جامعه معرفی می شود.
دوستان :
یک راه بیشتر نداریم، باید همه بکوشیم بذر بیداری را بیفشانیم، گل بیداری، بیداری، باید در شهر و روستا، در کلاس و مدرسه بر شاخه ی خشک زمانه به شکوفه بنشیند، باید به فرزندانمان بیاموزیم کرد بودن مایه شرمندگی نیست، همان طور که ترکی، عربی، تاتی، ترکمنی، بلوچی و گیلکی مایه شرمندگی نیست.
وقتی در ترکیه کردها پس از 70 سال کرد مانده اند آیا ما در 50 سال دیگر در شمال خراسان صدای لالایی مادری کرد را خواهیم شنید؟
کرد ماندن ما در شمال خراسان بستگی به آگاهی ما و درک شرایط توسط نخبگان، تحصیل کردگان، خصوصاً همراهی روشنفکران، خصوصاً بیداری فرزندان ملت کرد در دانشگاه ها دارد که زبان مادری را حرمت نهند و چون جان عزیزش دارند
اسماعیل حسین پور -رئیس شورای شهر شیروان
شهر بایزید با چهرۀ قدیمی اش نفس می کشد، مردم در رفت و آمد، منتظریم تا راهی شهر «وان» شویم. تا زمان حرکت مان چند دقیقه ای باقی نمانده است. زیر سایه یک مغازه ایستاده ایم، دو پسر بچه از راه می رسند. یکی هارون 11 ساله و عبدالرضا 10 ساله با اصرار می خواهند کفش هایمان را واکس بزنند، ترکی صحبت می کنند وقتی می بینند ترک نیستیم و کردیم، به زیبایی و روانی کردی صحبت می کنند. می گویم چرا از اول کردی صحبت نکردید، هارون می گوید : اگر کردی حرف بزنیم بعضی ها به ما می خندند، در مدرسه ما را مسخره می کنند، ولی ما در خانه همه با هم کردی صحبت می کنیم.
5شنبه1384/6/9خورشیدی روستای«رزمغان» شیروان شمال خراسان
(عبدالرضا) ، (هارون) و (پ) هر سه فرزند کردهایند ، با این تفاوت که عبدالرضا و هارون در خانه کردی صحبت می کنند و (پ) هم در خانه و هم در مدرسه فارسی صحبت می کند. اینجا چه کسی مقصر است، (پ) یا والدینش ؟ یا همه ما!
راستی چه عاملی کردهای ترکیه را پس از 70 سال از زمان آتاترک تا کنون کرد نگه داشته است؟ جز آگاهی!
ترکیه ای که دانش آموزان دبستانی تحت تعالیم دست پروردگان آتاترک تحقیر و تمسخر می شوند و اجدادشان با سرخی خونشان تاوان کردی صحبت کردن را در درسیم، آرارات، دیار بکرو ... پرداخته اند.
تعالم ترکیه بر پایه برتری ملت نجیب ترک است، در ترکیه کسی رستگار است که بگوید : (من ترکم) و در این شرایط یک دانش آموز کرد در شهر و حتی در دورافتاده ترین روستاها مجبور است در صبحگاه این دروغ بزرگ را هر روز تکرار کند :
آتام ترک، آنام ترک : پدرم ترک است، مادرم ترک است
باشقانومیز، آتا ترک : پیشوایمان آتا ترک است
در کتابهای درسی ترکیه نامی از کردها نیست و کودکان کرد ناخواسته آتا ترک را یک منجی متحد اندیش می دانند، از پیشینه بلند تاریخ کردها و رشادت هایشان حتی در استقرار جمهوریت در ترکیه سخنی به میان نیامده است.
بذر نفاقی که آتاترک بیش از 70 سال افشانده است به میوه های زهرآگینی رسیده و کردهای به کوهستانها پناه برده امروز، فواره فریاد در گلو مانده بیش از 20 میلیون کرد ترکیه هستند که برای دفاع از هویت خود هزاران شهید داده اند و گروهی هنوز نمناکی زندان را بر بردگی برای فرزندان آتاترک ترجیح داده اند.
آنجا کردها در سخت ترین شرایط، در حالی که حق ندارند نام فرزندانشان را کردی بگذارند، نوروز را جشن بگیرند، به کردی بخوانند و بنویسند، حتی به کردی حق ترانه خواندن و شادمانی در عروسی هایشان را ندارند، کرد مانده اند، به صورت غیر رسمی کردی در خانه ها تدریس می شود، اگر تمام رسانه های ترکیه هویت کردها را انکار کنند هارون و عبدالرضا آموخته اند با 20 میلیون کرد دیگر ترکیه هم آوا شوند و بگویند ما کردیم.
مظلومیت کردها به حدی است که آزاداندیش از حبس ناهراسیده ی بیدار و جدانی چون دکتر اسماعیل بشیکچی جامعه شناس ترک زبان که بیش از 20 کتاب در مورد کردها نوشته است.
امروز به جرم اذعان به وجود قومیت کرد در ترکیه دوران محکومیت دویست ساله اش را در زندان سپری می کند تا کردهای ترکیه پیشینه شان را از یاد نبرند.
در شمال خراسان متاسفانه به برخی دلایل از جمله عدم اطلاح از پیشینه ملت کرد و گویش کرمانجی، کردها در حال استحاله شدن هستند، از خود می گریزند، از گذشته شان، از هویت شان، (پ) کودک 10 ساله رزمغان گناهی ندارد، وقتی پدر و مادرش نیاموخته اند و یا نخواسته اند بدانند که کیستند.
باید پ ها در شمال خراسان فراوان شوند. چرا نباید یک کرد کردی را به فرزندانش بیاموزد؟ این چه استدلالی است که ما با وجود انبوه رسانه ها مدعی شویم برای به مدرسه رفتن با فرزندانمان فارسی صحبت می کنیم تا دچار مشکل نشوند و حال آنکه فارسی ما نیز غیر علمی و پر از غلط های رایج است.
آیا به راستی با وجود رسانه های فراگیری مانند رادیو، تلویزیون، ماهواره و ... یک کودک کرد در آموختن فارسی دچار مشکل می شود که اولیای حساس به سرنوشت فرزندانشان با شوق فارسی غیر علمی را در روستای رزمغان، لوجلی و ... در گوش کودکشان زمزمه می کنند و احساس می کنند چه فداکاری بزرگی می کنند که فرزندانشان را « تک زبان » بار آورده اند.
دوستان :
چرا در ترکیه با آن همه اختناق و دادن آن همه شهیدی که در توفان قد کشیده اند کردها هنوز کرد مانده اند و زبان کردی را حفظ کرده اند ولی ما در شمال خراسان، با سرعتی فزاینده از هم پیشی می گیریم تا بگویم : « ما کرد نیستیم در تاریخ کرد نداریم » دیگر اینجا خودمان مقصریم، دیگر اینجا کار، کار حکومت نیست، حکومت وارد خانه هایمان نشده است تا ما را وادار کند کردی صحبت نکنیم،
بی اطلاعی، ضعف، احساس بی هویتی، نادانستگی مان را این بار به حساب حکومت نگذاریم، باور کنیم خودمان خود باخته شده ایم، به تقلید از هم لالایی شیرین مادران کرد را به فراموشی سپرده ایم، از خود می گریزیم، می گریزیم، چون نمی دانیم کیستیم!
ما مطالبات زیادی داریم که در این روند بی اطلاعی بی اثر نیست، عدم اجرای اصل 15 قانون اساسی، نداشتن سیمای کردی در شمال خراسان و کاهش زمان برنامه کردی صدای کردی از یک ساعت به نیم ساعت، نداشتن نشریه مستقل کردی برخی از این مواردند اما اینها دلیل نمی شوند ما کردی صحبت نکنیم.
علاوه بر توده ها، فرهیختگان کرد نیز مقصرند، وقتی خودمان، فرزندانمان را از بدیهی ترین حق، که تکلم به زبان مادری است محروم می کنیم نباید خود را کرد بدانیم، چون تنها پرچمی که امروز کردهای خراسان در دست دارند زبان شان است و ما هیچ مشخصه دیگری جز زبان برای اثبات کرد بودن مان نداریم، چون پوشش مان به فراموشی سپرده شده است و فردا رقص کردی مان را دیگران به نام خودشان معرفی می کنند، بلایی که امروز به سر کهن سروده های کردی آمده است و آهنگ های کردی با زبانی دیگر توسط برخی افراد به جامعه معرفی می شود.
دوستان :
یک راه بیشتر نداریم، باید همه بکوشیم بذر بیداری را بیفشانیم، گل بیداری، بیداری، باید در شهر و روستا، در کلاس و مدرسه بر شاخه ی خشک زمانه به شکوفه بنشیند، باید به فرزندانمان بیاموزیم کرد بودن مایه شرمندگی نیست، همان طور که ترکی، عربی، تاتی، ترکمنی، بلوچی و گیلکی مایه شرمندگی نیست.
وقتی در ترکیه کردها پس از 70 سال کرد مانده اند آیا ما در 50 سال دیگر در شمال خراسان صدای لالایی مادری کرد را خواهیم شنید؟
کرد ماندن ما در شمال خراسان بستگی به آگاهی ما و درک شرایط توسط نخبگان، تحصیل کردگان، خصوصاً همراهی روشنفکران، خصوصاً بیداری فرزندان ملت کرد در دانشگاه ها دارد که زبان مادری را حرمت نهند و چون جان عزیزش دارند
http://kurmanj.ir/news.php?readmore=39

