تبليغاتX
کردهای قزوین -
 
با کدامین کلام از تو گویم کوردستان...

از کدامین نقطه شروع کنم ای خاک مقدسان

چه گویم از دوری سالیان تو واز غربت بی تو بودن

که گویی فکر میکنی من تورا فراموش کرده ام؟؟؟

آخ کوردستان ای خاک مقدسان ای که نام تو در دلم غوغا میکند

چگونه تورا فرامش کنم؟؟در حالی که من توام وتو منی

چگونه تورا از یاد برم در حالی که من بی تو هیچم

به کدامین قانون نوشته میتوانم تورا از یادبرم

در حالی که من وتو هر دو از یک تباریم

آخ،آخ کوردستان ای خاک زرین

همین دیروز بود که خن لب زرین برای تو مرد

همین دیروز بود که من برای تو زاده شدم

ودر پای قلعه دم دم سوگند با تو بودن سر دادم

و گفتم زردی تو از من سرخی من از تو...

آخ کوردستان خاک دلیران

فکر نکن من از تو دورم...هر وجب خاک غربت(قزوین ،خراسان،خلخال،گیلان و...)ما بیاد توایم

چگون توان کرد تورا از یاد برد،در حالی که ما قربانی توایم

از تبعید نا خواسته مان به قزوین وخراسان گلایه نکن...

این حکم نوشته جباران زمانه بود که مارا از تو دورکنند...

اما مگر یوسف گمگشته کنعان برای همیشه از کنعان دور شد...

نه کوردستان ،ما فرزندان به حق تو ایم وبرای تو خواهیم مرد

مگر کردستان ما در قزوین  و خراسان بیاد تو نیستیم؟؟

مگر جز این است که شب وروز میگویم (ای حریف ،تنها مانده است ملت کورد زبان     نمی شکند وخم نمیشود پرچم مان)

پس چه کسی است میگوید ما غیر توایم؟؟

خانه اش ویران بادآنکه مرا از تو نداند

اما بدان کوردستان ما باز خواهیم گشت،نمیدانم کی وچه طور...

اما میدانم که ما خواهیم مرد برای تو ودر خاک مقدس تو

|+| نوشته شده توسط فاطمه در پنجشنبه سی ام آبان 1387  |
 
 
بالا

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ