روزی که شاه عباس به امیر خان برادوست- از امرا کرد- که دست خود را در جنگ با رومیان از دست داده بود تقدیر نمود و برای وی دستی از طلا ساخته بود و به وی اهدا کرد در آن مجلس تعدادی از سرداران کرد حضور داشتند که یکی از آنها عاشورخان چگنی بوده است...که هریک فیروزه ای گرانبها بر آن دست زرین افزوده ،امیر خان را غرقه دریای نعمت و افتخارساختند...
(حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم صفحه 39)
در ابتدا شاه عباس از امیر خان برادوست به خاطر جانبازی در راه وطن دلجویی می کند اما با ترقی و رشد روز افزون قدرت امیر خان و با توجه به حسادت و کینه توزی حکام آذر بایجان به ویژه پیر دوداق خان ترکمان پرناک –حاکم تبریز- شاه را علیه امیر خان تحریک می کنند که در نهایت به در گیری شاه و امیر خان در دژ دمدم در سه فرسخی ارومیه منجر شده در این چنگ ...علاوه بر کردهای جلالی در این جنگ بر ضد امیر خان ،کردهای چگنی و کردهای پازوکی و کردهای سیل سپورانلو نیز شرکت داشتند....
(حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم صفحه43)
کلیم اله توحدی درهمین کتاب در جاییکه از افسران کرد دوره ناصری نام می برد می نویسد ...فوج چگنی قزوین در عهد ناصری تحت فرمان نصرت الملک و سرهنگ صادق چگنی بوده است...
(حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم صفحه 62)
کردان قزوین:
در مورد کردهای ساکن سرزمسن قزوین ،آقای ورجاوندآورده است که الوار و اکراد به احتمال "در عهد شاه عباس بزرگ به این حدود کوچ داده شده اند زیرا که در عهد این شهریار صفوی ، بجهات مختلف امر تغییر مکان دادن ایلات رواج داشته است.درباره زمان کوچ این گروه برخی دوران آغا محمد خان قاجار را ذکر میکنند."....
(حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم صفحه70تا62)
در خراسات نیز در بخش چگنه روستایی بنام زیک وجود دارد لکن مردم آن نیز مانند دیگر کردهای چگنه به ترکی سخن می گویند...ص81
عمده اکراد ایران سه طبقه اند : سیاه منصور ،چگنی ،زنگنه،پازوکی که گویا در اصل سه برادر بوده اند که از ولایت لرستان و به روایتی از کوران و اردلان به عزم ملازمت سلاطین از وطن بیرون آمده اند و ایشان را ترقیات کلی روی داده و هرسه برادر به مرتبه امارات رسیده اند ...ص100
در سال 960 قمری شاه طهماسب حکومت تمام کردهای ایران را به خلیل بیگ سیاه منصوری واگذار نمود و نواحی سالطانیه و زنجان و ابهر و زرین رود و نواحی بین آذربایجان و فارس را بدو ارزانی داشت و بفرمود که موازی سه هزار کرد تهیه دیده بین طرق و شوارع بین قزوین و تبریز اسکان داده (بعنوان پلیس راه ) محافظ آن منا طق باشند..ص 102
تشکیل دولت شیعه مذهب ایران{ در دوران صفویه} که چهار طرف آن را حکومتهای سنی مذهب تشکیل می داد ند کاری سهل و آسان نبود . بنابراین ایران از هر سو ،بویژه از شمال شرقی و غرب کشور مورد تجاوز امپراتوری عغثمانی و ازبکان متحدش قرار می گرفت . امپراتوری عثمانی هر وقت می خواست از غرب به سرزمین ما حمله کند ، جبهه های نیز توسط متحدان سنی خود در شرق می گشود و ازبکان را به حمله ی خراسان و قتل و غارت و تخریب وا می داشت. شاه اسماعیل اول کسی بود که کردهای قرامانلو تحت فرماندهی بیرام بیگ قرامانلو جبهه ی خراسان را برقرار ساخت و بدنبال وی فرزندش شاه طهماسب با انتقال کردهای زنگنه و چگنی و زیک و کلهر به تقویت نیروهای خراسان پرداخت ص137
در سال 1001 گیلان و مازندران توسط سردارن شاه عباس تصرف می شود .در سال هفتم حکومت شاه عباس فرهادخان کرد قرامانلو و برادرش ذوالفقار خان به تمام شورشهای گیلان پایان دادند در سال هشتم جلوس شاه{ 1003قمری} خوزستان سر به شورش برداشت فرهاد خان عازم سرکوبی شورش آن منطقه شد.شاه عباس در سال 1004 هجری قمری
به جمع نیروی پرداخت تا به خراسان حرکت کند ذوالفقار خان به چهار هزار کس از لشگر آذربایجان از قزوین مامور حرکت به خراسان شد . و شاه نیز بدنبال وی براه افتاد . در ییلاق فیروزکوه فرهاد خان نیز با سپاه تحت فرماندهی خویش به اردوی شاه پیوست .شاه عباس پس از دیدن سان از سپاه بیست هزار نفری خویش در چمن بسطام نامه ای به عبدالمومن خان ازبک {که به خراسان تجاوز کرده بود}نوشت و {به}وسیله قطب الدین آقای کرد چگنی ارسال داشت اما عبدالمومن خان نه تنها بیمی به خود راه نداد بلکه قطب الدین چگنی را نیز به قتل رسانید...
(حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم ص 139)
ازبکان در اولین برخورد دچار شکست شده بودند عبدالمومن خان را بر آن داشت از منطقه اسفراین عقب نشینی کند. شاه عباس وارد شهر ویران شده ی اسفراین گشت و حکومت آنجا را به بوداق خان چگنی تفویض داشت که در آبادانی و بازسازی آن شهر اهتمام ورزد و برج و باروی آنرا بنا نماید
....در اوایل سال 1006 هجر ی ازبها به تاخت و تاز خود ادامه دادند و تا دامغان و بسطام پیشرفت می نمایند ...حسنعلی خان چگنی که بعد از معزولی از ایالت همدان حاکم بسطام شده بود ... بامعدودی {سپاه} به قصد مدافعه ی آن گروه سوار شده اسب جلادت پیش راندند ...در این هنگام جنود ازبکیه جمعی از کمینگاه بیرون آمده جلوریز بر سر ایشان تاختند که حسنعلی خان چگنی و میرزا علی عرب بعد از محاربه بسیار شربت ناگوار ممات چشیدند.. (ص140)
آقای توحدی معتقد برخلاف نظر مورخان کردها با زور از آذر بایجان مهاباد به خراسان یامده اند بلکه می گوید : کردها به میل و رغبت خود از منطقه آذر بایجان به نزدیکی تهران کنونی که آن موقع ملک ری می گفتند و بهترین سر زمینهای حاصلخیز ایران رادر برداشت کوچ کردند .زیرا منطقه آذربایجان و کردستان نمی توانست این همه نیرو را در جذب کند چونکه سالها بود ترکها نیز در این مناطق اسکان یافته بودند ، بر اثر بی کفایتی سلطان محمد خدابنده سرزمینهای قفقاز جنوبی یعنی قراباغ و شیروان و گنجه و نخجوان و سواحل ارس که اسکان وییلاق کردهای چموشگزک و شاد لو بود ، پس از جنگهای متعدد از تصرف ایرانیان خارج و به اشغال نیروهای عثمانی در آمده بود و کردها و قاجار و و استاجلو و افشارها از آن مناطق به داخل آذربایجان کنونی کوچیده بودند، علاوه براینها کردهای لبنان و سوریه و عراق و ترکیه هم بسیارشان بخاطر داشتن علاقه شدید نسبت به ایران آن سرزمینها را که زیر سلطه عثمانی بود رها کرده و به مهاباد و سرزمین مکری کوچیده بودند ، جمع شدن تمام نیروهای کرد در آن منطقه باعث شده بود که گله ها و احشامشان از بابت تعلیف دچار مضیقه شوند. و همواره بر سر این مراتع و آبگاه و علفگاه میان ایلات اختلاف و نزاع روی می داد.
شاه عباس که شخص زرنگ و سیاستمدار بود ، از اجتماع این نیروی عظیم کرد در آن منطقه به وحشت افتاده و چاره ای اندیشید و سران چموشگزک را به عنوان که نواحی خوارو ورامین برای دامداری و کشاورزی منطقه ای کافی و مناسب می باشد آنان را برای چنین کوچ و حرکت بزرگی تشویق و آماده ساخت . ...کردها دوسه سالی در خوار ماندند ... به شاه عباس اعلام آمادگی کردند که حاضرند خراسان را از وجود منحوس ازبک پاکسازی کنند و بدین قصد ..عازم خراسان شدند. همچنان که این ایل عظیم کرد بسوی خراسان پیش می آمد ، شهرهای مسیر راه را یکی بعد از دیگری پاکسازی و در اختیارشان قرار می گرفت. اولین شهر، بسطام بود که حکومت آنجا به بیرامعلی سلطان چگنی برادر حسنعلی خان چگنی حاکم سابق که بدست ازبکان کشته شد تعلق گرفت (حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم ص 142و143)
در سال 1006هجری قمری شاه عباس وارد خراسان می شود و این در حالیست که عبدالمومن خانن بدست یاران خود ترور شده بوده و خراسان از لوث وجود ازبکها پاک شده بود . فرهاد خان قرامانلو و برادرش ذوالفقارخان و بوداق خان چگنی و دیگر بزرگان خراسان از مشهد به استقبال آمدند و روز بعد شاه به عزم زیارت امام رضا علیه السلام وارد شهر مشهد شد .روز 25ذیحجه سال1006 پس از مراسم زیارت،شاه حکومت مشهد را به بوداق خان چگنی تفویض نمود و فرهاد خان و ذوالفقار خان را مامور حرکت بسوی هرات وقتح آن خطه نمود(حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم ص 144تا145)
پسران بوداف خان چگنی در ارتش شاه عباس نیز دارای مرتبه بوده اند :....سلطانعلی سلطان چگنی ولد بوداق خان با بعضی از دلاوران پیشرو موکب همایون بودند حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم ص147)
نویسنده کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان جناب آقای کلیم اله توحدی از ایل ئوغور لو مییتخانیان است...( ئوغور لو مییتخانیان (طایفه ای که نگارنده از آنست و اصلا چگنی اند) حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم اله توحدی -جلد دوم ص155) روز 3شنبه9 1/6/ 1387 تلفنی جناب آقای کلیم اله توحدی صحبت کردم و از ایشان در خصوص کار این کتاب مشاوره کردم ایشان ضمن ابراز خرسندی از این موضوع گفت: من خودم از طایفه چگنی هستم و این موضوع را در کتاب مربوط به نادر شاه آورده ام
نخبه سیفیه-تالیف محمدعلی قورخانیچی به انضمام ترانه های عامیانه ترکن 1249 قمری گرد آوری الکساندر شودزکو(کنسول روسیه در رشت) به کوشش منصوره اتحادیه( نظام مافی)
دستخطی ناصر الدین شاه خطاب به امین السلطان صدر اعظم در مورد خراسان که در سال 1305 ق صادر شده است:
"جناب امین السلطان
عرایض شما و تلگرافها ملاحظه شد به نظام السلطنه{نظام السلطنه مافی حسینقلی خان والی خوزستان) و آقاجان خان خیلی خیلی اظهار مرحمت مارا برسانید هزار آفرین .حقیقت رشادت خوبی کرده استو..."
|
+| نوشته شده توسط
فاطمه در چهارشنبه ششم آذر 1387
|